|
دوستان مطالبی رو که فکر می کنید واقعیت هست در وبلاگتون با ذکر منبع کپی کنید لطفا ...
|
تو حاشیه ایم رفقا !!!!!
سلام . مث همیشه بدون مقدمه شروع می کنم . چون نمی خوام زیاد طولانی بشه !
به خبر که از شبکه خبر خودمون می شه توجه بفرمایید !
امروز باراک اوباما با در طی سفر 8 روزه خود به آسیا به کره رفت و با چینگ چونگ چول ملاقات کرد !
قبل از اینکه اوباما به کره برسد صد ها نفر از مردم کره به خیابان ها ریختند و با دادن شعار های ضد آمریکایی به استقبال اوباما پرداختند ! هم اکنون به حرف های یکی از تظاهر کننده گان توجه بفرمایید !
خب ... موضوع رو تا اینجا داشته باشید !
حالا به همین خبر که از شبکه BBc پخش می شه توجه کنید !
امروز باراک اوباما در طی سفر 8 روزه خود به آسیا به کره رسید . و او در این سفر با چول ملاقات کرد و فلان قرار داد رو بستند و قرار بر این شد که تا فلان تاریخ این کار رو انجام بدن ... چول این ملاقات رو خیلی سازنده خواند و فلان چیز رو اعلام کرد !
دوست من ... فکر کنم بدون اینکه تا پایان این متن رو بخونی بتونی حدس بزنی که بعد از این جا چی نوشته !
من میخواستم اینو بگم که چرا اخبار ما در باره ی اخبار آمریکا و کشور های دیگه به حواشیح توجه می کنه و ما رو از اصل مطلب منحرف می کنه !؟
اگه دیگه حوصله نداری از اینجا به بعد رو نخون چون می خوام یه مثال دیگه بزنم .
هر چند سال یه بار یه نشستی داریم توی دنیا که همه ی سران کشورها دور هم جمع می شن که بهش می گن نشست سازمان ملل
توی این نشست سران کشور ها دور هم جمع می شن و به ارائه ی راهکار هایی می پردازند . حالا بگذریم که خیلی ها هم به اونجا می رن و به نصیحت مردم دنیا می پردازند !
دلیل اینکه این نشست اینقدر مهم شده اینه که وقتی کسی در اون نشست پشت یه میکروفون میره و حرف می زنه صداش در تمام دنیا می پیچه ! این یعنی اینکه همه ی شبکه های دنیا این نشست رو به صورت مستقیم نشون می دن و به طور هم زمان برای همون مردمی که می بینن ترجمه می کنن ! گرفتی چی می گم ؟
من می خوا م اینو بگم , چرا ایران فقط حرف رئیس جمهور خودمون رو نشون می ده ؟ چرا فقط حرف رئیس جمهور خودمون رو نشون می ده ؟
چرا نمی ذاره که مردم ما هم بدونن که حرف اون طرف چی هست ؟ اگه توی دادگاه هم باشید قاضی با شنیدن حرف های یه طرف حکم خودش رو اعلام نمی کنه !!!!
چرا ما هر روز شاهد موج های سرطان زایه پارازیت هستیم ؟ یعنی دولت برای اینکه ما حرف اونها به گوشمون نخوره حاضر به هر کاری مث فرستادن سرطان برای همه هست ؟
با این کار حتی خودی ها رو هم به شک و تردید میندازند ! مگه ما در عصر عاذادیه اطلاعات نیستیم ؟ ( دقیق یادم نیست , عاذادی ... عازادی ... عاضادی ... آظادی ؟ )
ببین ... من نه طرفدار میر حسین هستم نه طرف هیچ کس دیگه !
یادمه مادربزرگم می گفت زمانی که پیامبر می خواسته برای مردم قرآن بخونه کافرا می گفتن حرف های این شرکه ! تو گوشتون پنبه بذارید که حرف های این کافر رو نشنوید !
دوستان ... می خواستم بهتون بگم که هیچ موقع با شنیدن حرف های یه طرف به قضاوت نپردازید !
من کلام رو به همینجا ختم می کنم ! والسلام
دولتی یا خصوصی ؟
امروز می خوام در مورد برخی چیزها که خیلی هم سودش زیاده صحبت کنم !
خودرو سازی , حمل و نقل, شبکه های صوتی و تصویری ,
خوب اول از خودرو سازی شروع می کنم
ایران خودرو
دیروز یکی رو دیدم که می گفت : چند وقت پیش یه سمند ثبت نام کردم و هفته ی پیش تحویل گرفتم .
وقتی که از کارخونه تحویل گرفتم , فردا متوجه شدم که ماشین روغن سوزی داره !
بهم گفتند که باید 200 km راه برم تا درست بشه .
من این کار رو می خواستم انجام بدم که بعد از 2 روز که ماشین تقریبا 80 کلیومتر کار کرده بود موتور ماشین سوخت ...
خلاصه می کنم ... ماشین این بنده خدا الان توی پارکینگ ایران خودرو هست و بهش گفتن که باید موتور ماشین رو عوض کنیم .
این هم قبول نمی کنه و می گه باید یه ماشین دیگه بدید ... و داره خودشو به هر درو دیواری می زنه تا این خودروی ملی رو هرچه زودتر عوض کنه !
این یکی از چیزهایی بوده که من شنیدم و شماها هم مطمئن هستم که خیلی از این موارد رو شنیدید ...
ما توی مسافرتهامون هم با قطار و هواپیما از کیفیت پایین قطار ها و هواپیماهامون اطلاع کامل رو داریم و این رو می دونیم که آدم توی اینجا وقتی سوار می شه باید دیگه خودشو به خدا بسپاره ... حالا در این مورد تو ضیح نمی دم !
تا اینجا گفتم تا مطلب برات جا بیفته که چی می خوام بگم ... فکر می کنم بدون اینکه بخوای تا آخر این متن رو بخونی از اینجا به بعدش رو خودت می تونی حدس بزنی !
آقاجون... من حرفم اینه که چرا در ایران صنعت خودرو سازی و حمل و نقل و خیلی چیزها ی دیگه اجازه ی خصوصی سازی بهشون داده نمی شه ؟
خصوصی سازی خیلی فایده ها برای ما داره ! مثلا اگه چند تا شرکت مختلف وجود داشته باشه ... این ها با هم دیگه در رقابت میوفتن و سعی می کنن قیمت رو کاهش بدن تا مردم رو به خودشون جذب کنند ! و از طرف دیگه سعی می کنن تا با افزایش کیفیت خودرو و شیک سازی اون مردم رو به طرف خودشون بکشونن ...
این دولت ما چرا می خواد از جیب مردمش درآمد داشته باشه ؟
من یه فرد کاملا بی طرفم ... فکر نکن که من طرفدار میرحسین موسوی هستم ... اما من طرف دولت کنونی هم نیستم ...
با این کارایی که اینا می کنن خودی ها رو هم به شک میندازن
بشنو و باور مکن !
تجربه را باز مکرر مکن !
بشنو و باور مکن !
مملکت ما شده امن و امان
از همدان تا طبس و سیستان
مشهد و تبریز و ری و اصفهان
ششتر و کرمانشه و مازندران
امن بود ، شکوه دگر،سرمکن
بشنو و باور مکن!
یافته اجحاف و ستم خاتمه
نیست کسی را ز کسی واهمه
هست مجازات برای همه
حاکم مطلق چو بود محکمه :
محکمه را مسخره دیگر مکن!
بشنو و باور مکن
نسخ شد آئین ستم گستری
هیچ دخالت نکند لشکری
در عمل مذهبی و کشوری
نیست بقانون شکنی کس جری
شکوه سپس بر سر منبر مکن!
بشنو و باور مکن!
عصر نو، آئین تجدد بود
فکر نو و صحبت نو مد بود
گر چه کله های سپهبد بود
اصل ندارد ز تعمد بود
فکر اطاعت تو ز سر در مکن
بشنو و باور مکن !
نیت ملت چه بود: ارتجاع!
کهنه پرستیش محل نزاع
قصد وزیران نبود: انتفاع
دولتیان ده نکنند ابتیاع
نیت بد ، جان برادر مکن!
بشنو و باور مکن!
صحبت جمهوریت از بین رفت!
غصه مخور این نیت از بین رفت
فرقه ی بی تربیت از بین رفت
زمزمه ی عاریت از بین رفت
خاطر آسوده مکدر مکن
بشنو و باور مکن !
نیست بر این ملت یک لاقبا
فکر اجانب پس از این رهنما
هست دگر موقع صلح و صفا
نیست ز هم دولت و ملت جدا
واهمه از توپ شنبدر مکن
بشنو و باور مکن !
گر بشود مجلس شوری ظنین
زود ببرید سر مفسدین
پر خط آهن شود ایران زمین
ملک شود رشک بهشت برین
تکیه تو بر عدل مظفر مکن
بشنو و باور مکن!
تکیه ی دولت بر این ملت است
ملت از آن ، حامی این دولت است
لندن از این حادثه در حیرت است
مسکو از این واقعه در زحمت است
دولت حقه است ، فغان سر مکن
بشنو و باور مکن!
آنکه نکردست جوانان به گور
زر نستاندست ز مردم به زور
پا زده زیر چهل و یک کرور
لندنیان را بنمودست بور !
زو طلب خویش مکرر مکن
بشنو و باور مکن !
عصر تجدد بود و بلشویک
خلق باموال تو یکسر شریک
از پی زر کس نکند آنتریک
مقصد احرار بود نام نیک
حمل تو بر مقصد دیگر مکن!
بشنو و باور مکن !
خارجه، انهار خراسان نبرد
اسکله و شیله ی گیلان نبرد
خطه ی بحرین به عمان نبرد
آبروی ملت ایران نبرد
دیده از این غصه دگر تر مکن
بشنو و باور مکن !
نیمه ی شبها سر بیراهه راه
کشته شدار چند نفر بیگناه
بود غرض راحت خلق اله
هست سفارت سخنم را گواه
جان بده و مفسده ی شر مکن
بشنو و باور مکن !
به گفته ی باهنر قراره ۸/۸/۸۸ که تولد امام ۸تم نیز هست ، مشهد تبدیل به پایتخت معنوی ایران بشه !
اما به نظر خیلی ها مشهد فقط به یه اسم نیاز نداره !
در حال حاضر هنوز که هنوزه بافت فرسوده ی اطراف حرم به همون شکل سابق هست . و این در حالیه که دولت نهم قول اختصاص بودجه ای رو به ترمیم بافت فرسوده داده بود . . .

بافت فرسوده ی اطراف حرم مطهر
و همچینن متروی مشهد نیز به همچین مشکلی دچار شده !
متاسفانه همینطور نیمه کاره مونده و هر سال داره باد و خاک و بارون می خوره و فرسوده تر می شه !
نمایی از متروی مشهد در شروع کار
و همچنین خیلی از مشکلات دیگه ای که هنوز دامن گیر مشهده ! که از گفتنش در اینجا عاجزم
آقایان رئیس ، تا کی بازی با کلمات ؟


سگ من از تو به این جایزه لایق تر بود !
من اگه جایه تو بودم از اینکه با این جایزه عکس می گرفتم شرم می کردم !

------------------------------------------------------------------------------
یادم نمیاد دقیقا کلاس اول راهنمایی بودم یا چهارم پنجم دبستان، مدرسه از خونمون خیلی دور بود ، یعنی تا می خواستم به مدرسه برسم حدودا ۳۰ دقیقه تو راه بودم. خونمون توی خیابان دانشجو بود و مدرسه هم خیابان سجاد،منطورم مدرسه ی امام رضاست ... چون دبستان و راهنمایی کنار هم هستند به همین خاطر دقیقا یادم نیست ، مشهدی ها می دونن فاصله چقدره ... زیاد توضیح نمی دم .
خلاصه ، در یه روز خوب که مصادف با آغاز حرکت یک لاک پشت برای دور زدن با پایه پیاده دور دنیا برای صلح جهانی بود ، کلنگ قطار شهری رو هم زدن !
چون از اون زمان خیلی وقته که می گذره دقیقا یادم نمیاد که گفتن تا کی قطار شهری برای استفاده ی عموم راحت می شه ... اما من با خودم می گفتم که چه خوب ، وقتی که کلاس سوم راهنمایی بشم دیگه با مترو به مدرسه می رم ![]()
از اون زمان الان نزدیک به ۸-۹ ساله که می گذره و من الان دیگه پشت کنکورم ... یعنی امسال کنکور دارم ، و هنوز که هنوزه این قطار شهریه قصه ی ما به استفاده ی عموم نرسیده . راستی این رو هم بگم که لاک پشت قصه ی ما الان داره دور سومش رو شروع می کنه ! ![]()
قطار شهری مشهد الان تقریبا همه چیزش رو آماده کردن اما یه مشکل خیل اساسی داره که اگه بگن آبروشون می ره ! می دونم که یه مشکل خیلی خیلی تابلو هم داره ... آخه اگه یه مشکل کوچولو داشت حتما می گتن ... از این میترسن که اگه بگن احتمالا آبروی شهرداریو تیم نظارت و کل این دارو دسته از بین بره ! نمیدونم ... احتمالا فاصله ی بین ریل ها نصف اون چیزه مورد نیاز برای حرکت واگن هست ![]()
الان نزدیک به ۲ ساله که همینطوری داره برف و باد و بارون می خوره بدون حتی یک بار استفاده !
چند روز پیش سوار اتوبوس شده بودم و چون صندلی خالی نبود ایستاده بودم و داشتم بیرون رو نگاه می کردم.
مسیر از جلوی مترو و ایستگاه هاش بود ! چون من ایستاده بودم و ارتفاع اتوبوس هم زیاد هست از بالا سقف ایستگاه های مترو رو دیدم و کلی به حال خودمون تاسف خوردم . چون تمام سقف ها زنگ زده بود ... منظور از تمام یعنی همه ... یعنی کلهم !!! یه افتضاح عظیم ...
این چیز که بعد ها قراره توی دور ۱۰۰۰ اون لاک پشت افتتاح بشه ... ، یعنی اگه افتتاح بشه ! یه چیزیه که همه جاش زنگ زده و زمانی که مردم بخوان برای باره اول سوار این چیز بشن ، و باید بوی نویی رو حس کنن ، از یه چیزی باید استفاده کنن که انگار از زمان افتتاحش ۵-۶ سال می گذره !
جناب آقای مدیر عامل قطار شهری مشهد :تو با مغزت چه می کنی که تا قیامت همینه ؟
به گمانم همین عکسه مدیر عامل این چیز باشه !!! نمی دونم ... از توی اینترنت سرچ کردم که با قیافش مواجه شدم .
امروز هرکس به فکر اینه که برای اینکه یه قدم بره بالاتر از هر راهی استفاده کنه ! حتی اینکه یه نفر رو به راحتی بزنه کنار !
این روزا به یه نفر که سر یکی دیگه رو کلاه میذاره می گن زرنگ !
آیا واقعا زرنگ بازی اینه ؟ چرا همه یه جوری شدن که هر روز توی فکر خراب کردن یه نفر باشن !
الان دیگه به هم خندیدن خیلی طبیعی شده ! همه ش سر کلاس یا جلوی چند نفر توی فکر این هستیم که یکی رو خراب کنیم .
چرا واقعا بین دختر ها و پسر ها یه رابطه ی مزخرف به وجود اومده ! هر کی رو توی نت نگاه می کنی اسم خودش ر و گذاشته anti girl یا anti boy ... دیگه رختن آبروی یه نفر واسمون مث آب خوردن شده !
خیلی ها واسه اینکه برای 1 دقیقه 5-6 نفر رو بخندونن دل یه نفر رو می شکنن ! آبروشو می برن و یا به قول معروف ضایش می کنن !
آیا این انسانیت که می گن همینه ؟!
آیا اینکه یه نفر رو بدجوری ضایع کنیم افتخاره بزرگیه ؟!
همیشه اینو شنیدم که پیدا کردن دوست آسونه اما نگه داشتنش سخته ! کسی که دوست خوبی نداره با یه آدم تنها هیچ فرقی نمی کنه !
امروز دیگه خیلی ها تنهان ! کسی واسه کسی دل نمی سوزونه ! خیلی ها هستن که تنهایی خودشون رو توی اینترنت تقسیم می کنن ! اما واقعا این جای یه دوست خوب رو می گیره ؟
هر روز ضرب المثل ها عوض می شه ! تا اونجایی که امروز تنها حرفی که بعد ها به ضرب المثل هم می دونم می رسه اینه که :
دیگه به کسی اعتماد نکن، حتی به من !

لطفا در قسمت نظرات بگيد !

توي اين پست مي تونيد عكس هاي خنده داري رو مشاهده كنيد .
فقط به ادامه مطلب برويد


سلام ، اميدوارم كه حالتون خوب باشه !
بدون مقدمه شروع مي كنم . چند روز پيش با پسر خالم قرار گذاشتيم يه آزمايشي رو در يكي از خيابان هاي كلاس بالاي شهره انجام بديم ،
من به اون گفتم تو جلوتر از من حركت كن ؛ بعد از چند دقيقه من كيفتو از پشت مي زنم ، ميخواستيم ببينيم عكس العمل مردم از اين حركت چيه ! با توجه به اينكه اونجا خيابون خيلي شلوغي بود امكان نداشت كسي اين كارو نبينه !
خلاصه پسر خالم جلو تر از من شروع به حركت كرد و من هم از پشت جلوي يه مغازه كيفش رو كشيدم .
اما نديدم كه پولهاي وسطش ريخت بيرون .
ديديم كه يه نفر مي گه آقا آقا كيفتون رو زدن . يه پسر جووني بود ! وقتي ديدن كه ما با هم آشنا هستيم و اين يه شوخي بوده رفتن .
اما پسر خالم ديد كه پول هاش نيست ! رفتيم جلو تر ديدم كه ۴ تا جوون پول ها رو برداشتن و دارن مي خندن . ما رفتيم جلو كه بگيم پولها رو بديد ،اينها ماله ماست . كه يهو يه آدامس فروش به سرعت رفت طرف اونها و با گريه گفت : پول هامو بديد ،پول هامو بديد ، اينا الان از دستم افتاد . از صبح دارم آدامس مي فروشم ، خلاصه همينطوري گريه مي كرد كه اون ۴ تا پول ها رو گذاشتن روي جعبه ي آدامسي كه دستش بود !
ما هم كه از تعجب شاخ درآورده بوديم ؛ رفتيم جلوي اون پسر و گفتيم . اين پول ها ماله توئه ؟ ؟!
گفت بله ماله منه ! ما هم خلاصه كلي بهش گفتيم بابا اين پول ها ماله ماست كه خلاصه ديديم ۲-۳ نفر زن و مرد دورمون جمع شدن و دارن نگاه مي كنن . ما هم كه ديگه رومون نمي شد از يه بچه ي آدامس فروش جلوي مردم پولهامون رو بگيريم رفتيم ،
اما ...
چرا بايد فرهنگ جامعه اينطوري باشه ؟ ما مي خواستيم يه نتيجه اي بگيريم كه يه نتيجه ي جالب تر گرفتيم .
من در سوئد دوستي دارم كه مي گه اينجا اصلا اينطوري نيست ، يعني كسي پولي كه توي دين ما اسمشو گذاشتيم به اصطلاح حرام رو نمي خوره ، گداها واقعا گدا هستند . مردم خيلي به هم احساس خوبي دارن . كمك مي كنن به هم ؛ اون يه حرف خيلي خوبي زد كه گفتنش اينجا خالي از لطف نيست .
گفت توي ايران همه به هم به چشم يه آدم بد نگاه مي كنن مگه اينكه خلافش ثابت بشه ! اما در اروپا همه به هم به چشم يه آدم خوب نگاه مي كنن ، مگه اينكه خلافش ثابت بشه . و واي به حالش اگه خلافش ثابت بشه ! چون توي ايران ياد دادن كه پيشگيري بهتر از درمانه !
اما چرا اينطوره ؟ چرا همه به هم به چشم يه آدم بد نگاه مي كنن ! مردم اين همه از هم دورن ؟
چرا فرهنگ ما اينطوري هست ؟
اون مي گفت در سوئد فروشگاههاي خيلي زيادي وجود داره كه اصلا صندوق دار نداره ، يعني بايد با دستگاه حساب خودت رو تصفيه كني ! فكر نكنيد از اون دستگاههايي رو مي گم كه پول ميذاري بعد جنس رو مي ده ! نخير . اينطوريه كه شما مي ريد كالاي خودتون رو از توي قفسه برمي داريد ، و بعد خودتون پول رو حساب مي كنيد ! فرصت اين رو هم داريد كه بدون اينكه حساب كنيد از فروشگاه خارج بشيد اما هيچكس اين كار رو نمي كنه !
آيا وقتي به انسان اعتماد مي كنن انسان احساس مسئوليت بيشتري نمي كنه ؟!
حالا نمي خوام زياد اين پست رو طولاني كنم . اما در پست هاي بعد راجع به اتفاق هايي كه براي دوستم افتاده مي نويسم .
اتفاق هايي كه شايد اگه توي ايران بيفته برامون مثل يه رويا باشه !